Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
   
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS
 
کریسمس
امتياز: / 0
نوشته شده توسط سولمازشریف   
11 دي 1387,ساعت 14:32:26
از سال دیگه می خوام درخت کریسمس بذارم تو خونه. خونه تکونی هام رو برای این موقع انجام بدم و کلن حال و هوای عید بیارم تو خونه. 
 
اینجوری از اینجا رونده از اونجا مونده می شم.
 
اوضاع رسانه ای امروز
امتياز: / 3
نوشته شده توسط سولمازشریف   
04 دي 1387,ساعت 23:19:00

تصویر اول:

حقوقی که بابت جان کندن در شیرزنان می گیرم کمتر از 1500 دلار ه. از این مبلغ، ششصد و خورده ای برای سهمم از اجاره یه خونه خیلی خیلی معمولی میره. ( از اون زنهایی نیستم که فقط و فقط به خاطر ارائه دادن یه چیزی که خودشون هم لذت می برن، آویزون طرف می شن و می گن همه چیز وظیفه طرفه. دوست دارم از لحاظ ذهنی سهمم در مخارج زندگی مشخص باشه) خلاصه، از مابقی پولی که می مونه کلاس زبان و مخارج خودم (همون سهم ذهنی) رو باید بچرخونم. واقعیت اینه که اگه گارسون می شدم در شهری مثل نیویورک، درآمدی بیشتر از سردبیری شیرزنان داشتم اما من به همین هم راضی ام و خوشحال.

تازه برای تامین مخارج سال آینده هنوز دارم جون می دم و خبری نیست.

تصویر دوم:

خیلی خیلی وقت پیشها از طرف دولت آمریکا یکی اومده بود پیشم که کار شما به عنوان یک رسانه کار قابل توجهی هست و اگه بخواهید می تونید برای بودجه درخواست بدید. گفتم نه. من با خود بودجه مشکلی ندارم اما تا زمانی که مردم و حداقل همکارانم نگاهشون به این ماجرا عوض نشده، این کار رو نمی کنم.

تصویر سوم:

دوباره خیلی وقت پیشها، خانم محترمی در ایران یک کار، تحویل شیرزنان داد. بحث به حق الزحمه که رسید رقمی گفت که خودش در تمام طول عمرش اصلا اون رقم رو ندیده! می گفت همکار یک رسانه خارجی هست. کار رو بردم پیش چند تا از آشنایانم در همون رسانه. بماند که هیچ ردی نتونستم از ایشون پیدا کنم اما کار رو نگاه کردند و گفتند از لحاظ کیفیتی اصلا جایی در میان کارهای ما نداره اما با این دقایق، در بهترین بخش خبریمون، بهترین هزینه ای که براش در نظر می گیریم 1500 تاست. من هم بدون توجه به بحث کیفی و ... مبلغ گفته شده رو در نظر گرفتم اما ایشون 7 و نیم برابر این رقم رو می خواستند. دختر دوست داشتنی هست و من هم هیچ مشکلی باهاش ندارم حتی بعد از این ماجرا. اما برام مهم بود که بدونم سرچشمه این طمع از کجاست که متوجه شدم همه جا میره میشینه می گه اینا بودجه آمریکا دارن. وضعشون خوبه.

زنگ زدم به یکی از جاها در ایران که مگه بودجه شما چقدره که این، اینطوری می گه! اصلا مگه به جایی اینقدر بودجه هم میدن؟

تصویر چهارم:

دیروز شنیدم یکی از سایتهای نسبتا تازه که نه تخصصی هست و نه حتی کاملا عمومی (یعنی مثلا نه در حوزه مشخصی مثل آی تی یا ورزش کار می کنه و نه حتی عمومی هست که تمام حوزه های رسانه ای اعم از سیاسی، هنری، ورزشی، اجتماعی و ... رو پوشش بده) مبلغ یک میلیون دلار از همون بودجه گرفته. اگرچه عملکرد این سایت یه جورایی راستی هم می زنه اما من می گم هیچکدومه اینا به من ربطی نداره. فقط زورم گرفت. خیلی زیاد. اینا راستین و از این بودجه می گیرن بعد بچه های روشنفکر با فکر باز باید در بیکاری و بدبختی غلط بزنند. با یک میلیون دلار چقدر خبرنگار لایق در ایران می تونستن کار درست و حسابی تحویل بدن. این پول که اصلا معلوم نیست برای چه تعداد آدمی هم هزینه می شه، دقیقا 9 و نیم برابر بودجه سالانه شیرزنان با این همه آدمی که توش کار می کنه، هست! این همه ایده بکر هم داریم.

نتیجه گیری:

جمهوری اسلامی بسیار زیرکه و بر سر ملتی ساده ریاست می کنه. اگه جایی در دنیا تصمیمی بگیره که مفید باشه، کیهان و بقیه شروع می کنند به حاشیه سازی و در نهایت اون حاشیه سازیهاست که پیروز میشه. الان هرکی از خونه باباش قهر می کنه میاد تو وبلاگش یه چیزی درباره بودجه آمریکا می نویسه دریغ از اینکه یه لحظه فکر کنه، همین حضرات که انقلاب کردند و تا روز آخر عمرشون باید به من و نسل من جواب پس بدن که این چه بختکی بود به جونمون انداختند، پول اون اسپری ها، نوار کاست ها، چاپ اعلامیه ها، کاغذها و .... رو از کجا آوردند؟! نیروهاش رو می گیم داوطلبانه بود. وسایل و امکانات که دیگه داوطلبانه نبود! الان از بچه های روزنامه نگار گروههای مختلف، تقریبا چیزی باقی نمونده. همه پخش و پلا شدند. یه گروه منسجم هنوز باقی مونده (قوچانی و تیمش) که کمر به قتلشون بستند و معلوم نیست تا کی دوام بیارن.

از تیم اعتماد ملی و اعتماد هم که خبرهای خوشی شنیده نمیشه و ...

بچه ها نمی رن تو وی او ای کار کنن چون اسمش بده درحالیکه بسیار پرمخاطبه و اگه 4 تا آدم درست و حسابی توش بذارن می تونه خیلی مفید باشه. اگه همون حرفها نبود همین بچه ها به کارهاشون ادامه می دادن و می تونستند رسالت رسانه ای شون رو انجام بدن. نه اینکه حالا مثلا روزنامه های داخل ایران خیلی مستقلند! و اصلا مال گروه و حزبی نیستند!

این روزها خیلی به مریم شبانی و رضا خجسته رحیمی فکر می کنم. دوستای خوبم که تازه هم ازدواج کردند و هر روز دارن طعم تلخ بیکاری رو می چشند. من رو یاد روزهای گند خودم و روزبه تو ایران می اندازند که بیکاری و قرض و بدهی چه از دمارمون در آورد. خدا کنه هیچوقت روزهای ما رو نبینند.

 

تاريخ بروز رساني ( 05 دي 1387,ساعت 12:39:13 )
 
{...}
امتياز: / 1
نوشته شده توسط سولمازشریف   
29 آذر 1387,ساعت 17:19:04
شوخی خرکی و شانسِ خدا یعنی این
 
تاريخ بروز رساني ( 29 آذر 1387,ساعت 20:19:24 )
 
ساير ...
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 بعد > پايان >>

صفحه 21 - 24 از 32
 
Mitra Global CMS Mitra Global CMS Mitra Global CMS

افراد آنلاين در سايت

حاضرين در سايت : 9 نفر مهمان